عاشقانه
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

گر خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد
خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

 

 

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

او بگوييد .............!!!
هيچ بادي نتوانست پيغام مرا پشت دل او ببرد لااقل اگر روزي پرسيد
در مورد عشق پس بگوييد به او عشق همان بود كه من به او مي ورزيدم
 

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

مسیحای جوانمرد من !
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... ای
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای
منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم
منم من ، سنگ تیپاخورده ی رنجور
منم ، دشنام پس آفرینش ، نغمه ی ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم
 

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

صبر كن عشق زمين گير شود بعد برو
يا دل از ديدن تو سير شود بعد برو
تو اگر كوچ كني بغض خدا مي شكند
صبر كن گريه به زنجير شود بعد برو
 

 

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

عاشق شدن مثل دست زدن به آتيش مي مونه . پس سعي کن تا وقتي که جراتش رو پيدا نکردي هيچ وقت بهش دست نزني اما اگه بهش دست زدي سعي کن طاقتش رو داشته باشي که تو دستهات نگهش داري
 

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

 

دوست خوب داشتن بهتر از تنهایی و تنهایی بهتر از با هر کس بودن است

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
اگر بدانم که خواب تو را بیشتر خواهم دید برای همیشه دیدن تو هرگز بیدار نمی شوم
اگر بدانم که مردگان تو را بیشتر خواهند دید برای همیشه دیدن تو قید زنده بودن راخواهم زد

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
آره زندگیم همینه !دیگه چاره ای ندارم !صبح تا شب این شده کارم یا تو باشی و بخندم یا نباشی و ببارم

 

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم وپارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم ، غرق شد

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

باغبان ز من آزرده مشو غنچه نچیدم ……پاره های جگر است اینکه به دامن دارم

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
قلب من به اندازه ي دست مشت کرده ام است….من در عجبم که تو با اين همه عظمتت چگونه در آن جاي گرفتي؟…چنان جاي گرفتني که تا ابد خيال رفتن نداري..

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
با تو دارد گفت و گو شوریده مستی…مستم و دانم که هستم من…ای همه هستی ز تو…آیا تو هم هستی...؟؟!

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
عشق چيزه عجيبيه در اوج خودش{عشق} به نفرت و دشمني تبديل ميشه
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
 
شب رفتنت عزيزم هرگز از يادم نميره
واسه هر كسي كه ميگم قصه شو آتيش ميگيره
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
خيلي مقدسي برام مثل تموم آيه ها
از تو براي تو ميگم كه لحظه هام به پاي توست
خونه ي قلبم كوچيكه
اما . . .
همش به نام توست
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
اگر يار مرا ديدي به خلوت
بگو اي بي وفا اي بي مروت
گريبانم ز دستت چاك چاك است
نخواهم دوخت تا روز قيامت
 
[ جمعه نهم اسفند 1387 ] [ 0:1 قبل از ظهر ] [ hoseyn tondar ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟
بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟

عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا ؟

وه که با این عمر های کوته بی اعتبار
این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا ؟

آسمان چون جمع مشتاقان ، پریشان می کند
درشگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا ؟

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
راه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا ؟
امکانات وب
http://www.uplooder.net/